نقد فیلم Teacher (2019)

درام | 100
امتیاز:
8.5/10
8.5

اطلاعات فیلم

داستان فیلم

یک معلم انگلیسی دبیرستانی برای نجات دانش آموزان موردعلاقه اش از دست دانش آموزان زورگوی مدرسه برنامه میچیند.

نقد فیلم

فیلم راجب مسئله زورگویی و به خوبی نشان دهنده  قدرت و فساد در سیستم سرمایه داری حتی در یک مکان کوچیکی مثل دبیرستان رو به نمایش میزاره وقتی شخصی از قشر طبقه بالا دعوا می کنه و روی شخص دیگر دست بلند می کنه حتی زمانی که شاهد های زیادی مشاهده گر بودن و فقط به اون اخطار داده میشه و مجازاتی نمیشه (چون پدرش فرد قدرتمند و سرمایه داری ) اگه هر شخص دیگه بود قطعا با اون برخورد جدی میشد و شاید حتی اخراج موقت چند روزه به همراه داشت . افرادی که به دنبال ضعیف ترین فرد کلاس می گردند تا اون رو شکار کنن و افرادی که نمی توانند از خودشان دفاع کنن یا دارای نقصی هستند معولا بهترین تعمه برای شکار هستند و مورد آزار اذیت قرار می گیرند (مثل قانون جنگل ضعیف ها شکار و اذیت می شوند)

پدر مادر که به صورت نمادین نشون میدن که پسرشون متاسف از کاری که هست ولی این طور نیست و سعی می کنن از قانون همیشگی برای اینکه بچه نمره بدی نگیره استفاده کنن یعنی رشوه دادن و … به معلم

 

او بعد می بینیم که بخاطر گفتن حقیقت شاهد دعوا پرستون مورد ازار اذیت قرار میگیره و در این حین که دانیلا هم به خاطر لکنت زبانش مورد اذیت و تمسخر بقیه قرار می گیره  و این دو فرد هم باهم دوست می شوند که احتمالا به همین دلیل که بهتر می تونند همدیگر رو درک کنن (افراد که زورگویی بهشون میشه معمولا با افراد مثبت یا اشخاصی که شرایط مشابه آن ها رو داند راحت تر دوست می شوند چون توانایی درک یکدیگر رو دارند)

حالا این دو شخص بهترین تعمه ها برای زورگویان هستند

پرستون که برای تلافی کاری که تیم با دوستش دانیلا و ساختن عکس های خیلی بد برای اون کرد با دوربین عکاسی در میدان بیسبال باعث خراب شدن بازی تیم میشه (اشتباه اینه که افرادی که از طبقه پایین تر هسنتد در صورت درگیری آسیب بیشتری می بینن چون توان مقابله با افرادی از طبقه بالا رو ندارند )

این دفعه تیم دست به کاری بیشتر و ضخمی کردن پرستون با مداد می کنه که در نهایت هیچ پیامدی برای تیم نداره چرا ؟ خیلی واضحه چون هیچ شاهدی تیم رو ندیده (بلاخره این افراد بلدن چجوری بقیه رو آزار بدن که گیر نیافتند و دروغ گویی از نشانه بارز این هاست ) و حتی به پلیس هم گزارش نمیشه چون برای مدرسه بد میشه ( پس این چه مدرسه واقعا دقیقا مثل سیستم سرمایه داری طبقه بالا هر غلطی دلش بخواد میکنه  چون مدیر مدرسه هم می ترسه با خانواده تیم رو در رو بشه )  و خانواده دانیلا نمی خواهند (چون خانواده دانیلا مهاجر هستند)

زمانی که معلم هم با پدر مادر تیم صحبت می کنه تا به این ماجرا خاتمه بدن و تیم هم مثل همیشه قول میده که دیگه این کار رو نکنه (قول دادن برای این افراد در وری بیش نیست برای خر کردن و اروم کردن اوضاع)

خوب از ان جایی که افراد زورگو هر دفعه که کاری می کنن و شما سعی در اشکار سازی کارشون دارید و سعی می کنید با اون ها مقابله کنید (کار های اون ها رو گزارش بدید و سعی کنید دردسر برای کاری که با شما کردن درست کنید ) دفعه بعد دست بکار بدتری میزنن

و خوب این دفعه به حدی پرستون کتک می خوره که عینکش خورد میشه و یک چشمش رو از دست میده و دنیلا به خاطر آزار اذیت و عکس های مستحجن که از اون ساخته اند خودکشی ناموافقی رو پشت سر میزاره و این افراد چه که این کار رو کردند چه تقاصی پس میدن ؟ فقط 2 تا دوست تیم بودند  محاکمه می شوند و تقصیر ها گردن اون ها می افته در صورتی که مقصر اصلی شخص دیگری است

معلمی (جیمز) که از تمامی ماجرا خبر داره به مدیر مدرسه میگه پس تیم چی میگن که اون مدرک داره که کاری نکرده و دوربین ها نشون میدن سر کلاس بوده و گفتند تو داشتی سعی می کردی اون رو وارد قضیه کنی و رفتی با خانواده اش صحبت کردی و تیم رو تحریک کردی  (سعی کردن بندازن گردن جیمز) و و جیمز میگه شاید پولدار باشند اما نمی توانند واقعیت  رو بخرند و عوضش کنند

و شاهد اینیم که پدر تیم به خونه جیمز میاد و تهدید می کنه میگه بهتر دنبال یه زندگی جدید باشی و از اینجا بری (می بینیم که خوب بچه هم زورگویی از یه جایی بلاخره یاد گرفته و شاید دلیل قدرت زیاد و ثروت همین تیپ شخصی این افراد باشه )

شاید تاثیر گذار ترین دیالوگ فیلم جایی که جیمز به یکی دیگه از معلم ها (ارابلا) بیرون میرند و داستان که ارابلا تعریف می کنه از این دنیا بی رحمی که وجود داره دختری که خیلی خوشحال و سالم هستش توی کالج بهش تجاوز میشه و با شخصی که ازش بالاتر بود جذاب و مرتب بوده دوست میشه و یبیهوش میشه و سر از تخت این ادم درمیاره و پیش مسئولین و پلیس میره اما پسره میگه کاری نکرده و دختره نمی تونه ثابت کنه و پسره با افتخار فارق التحصیل شد و دختره ازش متنفر بود و شروع کرد کار های احمقانه با خودش کردند ولی خودش رو از نو ساخت و الان شخصی واقعا خوشحال هست (داشت داستان خودش رو تعریف میکد ارابلا) میگه هر احساسی که داری این اخرش نیست ازش ماجرا هم عبور می کنی و بعدش جیمز میگه به طور اماری این اولین بارش نبوده که این شخص این کار رو انجام داده و اخرین باری هم نیست که این کار رو انجام میده و الان یه جایی نشسته و پول دار هستش و این خوبه که به خودت اجازه دادی ازش متنفر باشی تا به جای این که سعی کنی جلوش رو بگیری تا با شخص دیگیری این کار رو نکنه و این بلا رو سر کس دیگه در نیاره

جیمز که یک اکانت قلابی میسازه (اکانت دختری برای کشوندن تیم و زدن مخ اون)  و با تیم قرار میزاره و بعدش اون یه جایی خارج از شهر میبره و سعی می کنه کاری کنه که تیم تاوان کاری که کرده رو پس بده و این جا هست که ما از زاویه تیم به داستان نگاه می کنیم جایی که جیمز روی تیم اسلحه کشیده و میگه کاری کردی که یکی کور بشه و یکی خودکشی کنه چجوری با این تا اخر عمرت زندگی می کنی به کار هایی که کردی اعتراف کن اما تیم که می گه تو  منو نمی فهمی و جیمز اون رو یک شخص وحشی و حیوان فرامی خونه که می تونه زندکی ادم دیگه رو نابود کنه و یکی کور کنه و روز بعدش به یه دختر قرار بزاره و راجب مهمونی و دوستای پولدارش حرف بزنه و حالا جایی که تیم سعی می کنه جیمز رو یه ادم مریض و دیوانه نشون بده که جیمز او رو مورد شتم قرار میده و تیم میگه تو نمی فهمی و کفش خودشو در میاره و پاش رو نشون میده و میگه پدرش این کار رو باهاش کرده و تا هیچکش نتونه ازار اذیت پدرش رو ببینه و به  بدترین نحوه ممکن اون رو شکنجه می کنه و اسمش میزاره تمرین هروقت که کاری اشتباه انجام بده یا روز بدی داشته باشه از کف پا اون شکنجه می کنه وقتی که از بازی که میگه خارج بشم اذیتم می کنه و 2 تا دوستم تنها کسایی بودن که ازم محافظت می کردن و اون ها اشتباه کردن که پرستون زدن که افتاد گوشه بیمارستان هیچکسی اشتباه نکرده، تا حالا جیمز که تیم به خونشون میرسونه زمانی که تیم به داخل میره و صدای بحثش با پدرش میاد جیمز به پلیس زنگ زده و  وارد خونه میشه و سعی می کنه پدر زور گوی تیم که حتی خانواده خودش رو هم مریض کرده و بچه خودش به یه بیمار تدبیل کرده رو کاری کنه تاوان بده و ازش میپرسه چرا همچین کاری رو با خانواده اش می کنه و میگه سعی می کنم ازشون محافظت کنم و ترس باعث میشه بقیه بهت احترام بزارم و جیمز میگه نه میگه کوپر  پس اسلحه برای چی جیمز میگه برای متوقف کردن تو ولی بهش شلیک نمی کنه و میگه مثل تو نیستم و بهش شلیک مشه و تیم که سعی می کنه جلوی پدرش رو بگیره تهدید به خود کشی می کنه اگه بخواد به کارهاش ادامه بده و همچی به پلیس می گه و در قسمت پایانی این شاید ما هستیم که جیمز در زندان داره نامه می نویسه و میگه زندگی یک چرخه از جریانان و پشمانی برای اشخاصی که من با اون ها برخورد کردم اون هایی که دوسم داشتم اون هایی که ازم متنفر بودن و اونایی که سعی کردن من رو مجازات کنن تا بتونم حالم رو بگیرن متاسفم ای کاش شکا رو بهتر می شناختم

واقعیت داستان این که افراد زورگو هم شاید مشکلاتی دارند و ما ان ها رو نمی بینیم به افرادی که در مدسه زورگویی می کنن شاید در خانواده هایشان مورد ازار و … قرار می گیرند و ما نمی توانیم بدون آن که کفش های آن ها رو بپوشیم آن ها رو مورد قضاوت قرار بدیم شاید راه حل این باشد تا اموزش های بهتری به افراد بدیم و ذهنیت این افراد رو بهتر کنیم شخصی که فقط بدی دیده و اتفاق های بد برای او افتاده همچی رو بد می بینه در نتیجه تصمیمات بدی میگیره سوال اصلی اینکه چرا فردی به مرحله میرسه که دیگران رو اذیت کردن برایش مهم نیست یا به بقیه آسیب می رسونه این افراد چه چیزی رو طی می کنن تا به این نقطه میرسند ما در صحنه های پایانی فیلم دیدیم که جیمز داشت تیم رو میزد ایا جیمز هم ادم بدی هست ؟ یا زمانی که روی پدر تیم اسلحه کشید ؟ واقعیت این که ذهنیت ما هست که همچی رو میسازه پدری که بچه اش رو شکنجه می کرد تا به قول خودش ازش محالظت کنه و کاری می کرد که اون هم با بقیه همین کار رو بکنه ایا تیم مقصر هست ؟ چجوری می تونیم ذهنیت هچین افرادی که به این نقطه میرسند رو تغییر بدیم ؟  و ایا این اموزش و پرورش نیست که باید سعی کنه ذهنیت درستی رو به دانش اموزان یاد بده و شاید ما ادم ها قبل از هر تصمیمی باید سعی کنیم مقداری هم خودمان را جای شخص مقابل بزاریم ،  بیشترین تاثیر رو فرهنگ یک جامعه روی ذهنیت مردم میزاره و باعث شکل گیری آن می شود

امتیاز سایت های دیگر

                      100                                        64                                      47

 

تصاویر

 

 

تریلرها و فیلم ها

تریلرها
x

تریلر

درام

x